ایران آزاد
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
|
|
|
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1387 توسط زاگرس
|
بنام فروزده ی مهر درود جایتان خالی چندی پیش قسمت شد برویم یزد. البته بگذریم از دردسر ها و سردرگمی های نخست اردو که برخی می گفتند میرویم یزد و برخی دیگه می گفتند خراسان یا هرمزگان! و یا اینکه در راه آهن روح هیچ کس هم از اینکه باید کارت ملی بیاوریم خبر نداشت . و خوب سرانجام پس از گذشتن از یک عالمه بی برنامگی (همون چیزی که امروز در دولت و بویژه در فدراسیون فوتبال دیده می شود ) قرار شد که برویم یزد. یزد، سرزمین آتشکده ها، سرزمین بادگیرها، سرزمین دختر خسرو پرویز و سرزمین کاخ های ساسانی. از کجاش برایتان بگم؟! بگزارین پیش از هر چیز برویم سر بزرگترین و کهن ترین پرستش گاه زرتشتیان. در میان یکی از کوه های نزدیک شهر میبد پرستش گاهی ساخته شدبه نام چک چک. می گویند هنگامی که اعراب نادان و خونخوار به ایران حمله کرده بودند دختر خسرو پرویز برای گریختن از چنگال سپاه اعراب بالای کوهی رفته و در آن جا دست به راز و نیاز با خدا برداشته و به فرمان خدا کوه باز شد و وی در آن جا پنهان شدو عرب ها از همان جا راه خود را گرفته رفتند و البته ناگفته نماند که تکه چوبی که وی در دست داشت هم تبدیل به درخت چناری می شود که هم چنان پا برجاست. پس از سال ها و گذشتن از هزاران داستان و ماجرا در آن جا پرستش گاهی ساخته شد که البته اکنون به دلیل بازسازی نمی توان درون آن را تماشا کرد و از همین رو تصاویری از بیرون و نمای ساختمان آن برایتان قرار دادم. در آینده بیشتر نیز به این مطلب خواهیم پرداخت.
|
|