تبليغاتX
ایران آزاد
ایران آزاد
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط زاگرس |

اين خيلي بده كه گهگاهي ما ايراني ها اينقدر چشم و گوش بسته روي توانايي هاي خودمون پا مي زاريم و اونقدر خودمونو دست كم مي گيريم كه انگار همگي از پشت كوه اومديم يا اينكه پيش تارزان بزرگ شديم.در حالي كه همه ي دنيا مي دونن كه اگه وجب به وجب دنيا رو بگردن از ما ايراني ها خوش كردار تر و با هوش تر نمي تونن پيدا كنن. با اين حال دسته اي ما هستن كه تا اسم يه  خودرو يا هر چيز ديگه ي بيگانه رو مي شنون آنچنانشروع به بَه بَه و چَه چَه كردن مي كنن كه ببين ونپرس اما تا اسم يه محصول ايراني رو مي شنون چشم و گوششون مي بندن و بي درنگ شروع ميكنن به بد گويي از اون. براي نمونه سمند!مردم ما تا اسم بنز و بي ام و به گوششون ميخوره آب از دهنشون آويزون مي شه(در حالي كه %30 سهام بنز مال ايرانه) اما وقتي اسم از سمند يا اس 81 مي ياد هر كي بدون دانايي نخستينه يه چيزي مي گه:

يكي ميگه موتورش مال پ‍ژو پارسه، اون يكي مي گه طرحش از رو آئودي A4 برداشته شده و سر انجام هر كي يه چيزي از خودش در مياره و مي گه و جالبـــــه اينه كه اگه به يكي شون بگي 6 تا سمند نام ببر بلد نيست!!!

واس همين من گفتم تا براي آغاز يه دانايي كوچيك به اونايي كه دوست دار اين رشته هستن بدم تا كسي توانايي هاي كارشناس ها و مهندسين ارجمند آريايي رو دست كم نگيره و يه ويرايش تو ذهنش انجام بده:

براي تماشاي ادامه مطلب روی گزینه ادامه ي مطلب کلیک فرمایید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط زاگرس |

«ديدار دوستانه ي ايران و مصر برگزار نخواهد شد.»

اين جمله اي بود كه ظهر امروز از تو تلويزيون شنيدم. خيلي قشنگه كه ديگه مصري ها هم براي ما ناز مي كنند البتـــــه خوب همچين چيزي با اين سياست خارجي ما خيلي دور به نظر نمي رسيد.تو اين چند سال دولت ايران برخورد قشنگ و درستي با ساير كشور ها نداشته و همين باعث شده كه اين مسئله به فوتبال ما هم تلنگري بزنـــه! شايد بعضي از شما با خودتون بگيد فوتبال چه ربطي به سياست داره؟ ولي اگه يه كم انديشه كنيم درمي يابيم كه سياست اينجورا هم كه ما ميگيم با ورزش بي رابطه نيست! براي نمونه فوتبال روسيه كه خودتون درخششو تو جام يوفا ديديد ،خودتون ميدونيد كه تا پيش از رياست جمهوري آقاي پوتين فوتبال روسيه تعريف زيادي نداشت اما از پس رييس جمهوري آقاي پوتين وبا بهبود يافتن نسبي روابط خارجه ي روسيه و به دنبال اون دعوت كارشناسان بيگانه براي آموزش اين ورزش پر طرفدار و همچنين بر گزاري ديدار هاي دوستانه ي زياد و پشت سر هم روسيه تونست به يه نتيجه ي خوب دست پيدا كنه ولي بر عكس فوتبال ما با با شيطنت هاي دولت مرداي ايران به جايي رسيده كه حتي كشور هايي كه 24 ساعته تو همه جا پاچه خواريشونو مي كنيم هم خوش ندارن با ما يه ديدار كوچيك دوستانه داشته باشن ونكته ي جلب اينه كه دولت ايران حتي زماني كه مي خواد با كشوري رابطه ي دو ستانه برقرار كنه هم باز زير بار احساسات فرو مي ره و تصميماتي مي گيره كه شايد اگه بچه ي پنج سالهبود نمي گرفت. نمونش سوريه  كه ايران اين همه براش چاكرتم مخلصتم مي كنه همون سوريه اي هستكه وقتي اتحاديه عرب داشت براي اسم خليج عرب امضا جمع مي كرد نخستين امضا رو اون پاي برگه زد.

ولي با همه ي اين ها اگه دولت مرداي گرامي يه نگاه دوباره اي بندازن از شون سپاسگذاريم چون اين جوري روزا تو حسرت يه ديدار دوستانه ي كشور عزيزمون نمي مونيم.

پايدار باشيد.خدانگهدار!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 توسط زاگرس |
چه خوب است تا با کوشش برای پارسی سخن گفتن،فرهنگ پربار پارسي را باز گرداريم.

خواهش ميكنم حتما ببينيد و براي دوستان خود بفرستيد!

فرهنگ واژه هاي پارسي و در پيشگاه آن واژه هاي بيگانه:http://www.iranian.be/start/Parsi-Begoo.pdf

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط زاگرس |
ديشب داشتم تو پارك نياوران قدم مي زدم كه يكهو متوجه يك صدايي شدم. وقتي كه به طرف صدا رفتم ديدم كه صدا از سوي جشن بزرگي بود كه از سوي شهرداري وبا ياري موسسات گوناگون برپا شده بود. جشن واقعا عالي بود و به جز يه سري مشكلات كوچيك فنّي چيزي كم و كسر نداشت كه اون هم در برابر اين همه زيبايي به چشم نمي آمد.همه چيز انقدر شگفت انگيز بود كه من مي تونم اعتراف كنم تا كنون هم چين جشني نديده بودم.جشن قسمت هاي زيادي داشت كه من تا اونجايي كه مي تونم براتون تعريف مي كنم البته خوب من از همون لحظات نخست اونجا نبودم ولي سعي مي كنم چيزي رو كه ديدم كاملبراتون تعريف كنم: نخستين چيزي كه من ديدم يك گروه كر بسيار بزرگ تشكيل شده از تعدادي خانم بود كه انصافا كارشون هم شگفت آور بود و ميتونم بگم از لهجه هاي گوشه گوشه ي ايران زمين يك سرود داشتند و در پايان هم كارشون رو با سرود(ايران اي سراي اميد) به پايان رسوندن كه هر كدومش رو بايد در دست كم يك صفحه ستايش كرد.پس از اون از يك شعبده باز به روي سن اومد كه كار اون هم واقعا شگفت آور بود به طوري كه تو همون اول كار من به سالم بودن چشام شك كردم.بعد هم مدتي موسيقي و به قول خودمون جنبل و جينبول پخش شدو بعد از اون جايزه هاي مسابقه اي كه احتمالا پيش از اومدن من بر گزار شده بود اهدا شد.جايزه ها كه به گفته ي اونا از سوي باشگاه استقلال بود بيست عدد بود كه ده عدد از آن در مسابقه ي نخست اهدا شد و ده عدد ديگر به قيد قرعه به كساني كه اسمشون علي يا مرتضي بود اهدا مي شد كه در اين ميان بازي گوشي پسر كوچكي به نام امير شايان توجه بود كه زود دويد روي سن و ادعا كرد كه بايد جايزه ي آخري به من داده بشه!!!ولي خوب بالاخره اينم قسمتش بود كه مجري برنامه دلش به حالش سوخت و جايزه رو به اون داد.در اين ميان دو نمايشي(يكي طنز و ديگري مذهبي) كه در پايان برگذار شد هم توجه ما رو به خودش جلب كرد كه اين دو هم واقعا عالي بر گزار شد.در ادامه برنامه هاي ريز و درشت ديگه اي هم مثل سرود بچه ها و ... هم داشت كه چون خيلي نميخوام سرتون رو درد بيارم به اونا ديگه نمي پردازم.ولي خوب در كل كيفيت برنامه ها منو ياد جمله اي انداخت كه فكر كنم همتون باهاش آشنايي دارين: هنر نزد ايرانيان است و بس! * در پايان هم جا داره يه تشكر از شهردار محترم تهران بكنيم كه گر چند هر از چند گاهي يه شيطنت هايي همچون ماجراي كمك به لبنان و عراق با ماليات مردم مي كنه اما در اين جشن وهمچنين جشن هاي تابستاني نشون داده كه هنوز هم مي شه روش به عنوان يه شهردار كار كشته حساب كرد.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم تیر 1387 توسط زاگرس |

 

تجمع مردمی که در اعتراض به موج گرانی ها در ایران، قرار بود ساعت 11 صبح ۲۴ خرداد در پارک ملت برگزار شود، با برخورد شدید نیروهای امنیتی سرکوب و حدود 50 نفر بازداشت شدند.

به گفته ی منابع خبری، ساعت 11:30 صبح  جمعیتی بالغ بر 1000 نفر قصد تجمع در پارک ملت را داشتند که با برخوردهای شدید نیروهای لباس شخصی و بسیجی مواجه شدند.

به گفته ی شاهدان عینی، این نیروها که از میلگرد و زنجیر استفاده می کردند، حاضران در محل را به شدت مورد ضرب و شتم قرارمی دادند. بطوریکه دست کم 50 تن از شرکت کنندگان در این مراسم دچار جراحت های شدید از ناحیه سر و صورت شده اند.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط زاگرس |
لچند وقت پيش داداش كوچيكم رفته بود تو مسجد مكبّري كنه، منم گفتم براي اينكه تشويق بشه،برم ازش فيلم بگيرم .خلاصه سرتونو درد نيارم رفتم اونجا و بعد چند وقت نماز شروع شد و منم كه اوّلين بار بود پام به اون مسجد(محلاتي) باز شده بود بعد از يه خورده تماشا ي اينور و اونورم شروع كردم به فيلم برداري ... بعد از نماز يه آقايي (امام جماعت اونجا) اومد پاي بلندگو شروع كرد به حرف زدن درباره ي پيروزي آقايون اصولگرا(3 تير) و بعد يه مدت ديدم داره هي پشت سر هم ميگه ما اصولگراها فلان، ما صولگراها بهمان و... . اون لحظه واقعا دوست داشتم از شدت عصبانيت خودمو داربزنم! با خودم فكر مي كردم (ما اصولگراها) يعني چه؟ يعني اين مسجد فقط براي اصولگراهاست؟ يا اينكه به عبارت ديگه هر كي اصولگرا نيست از مسجد گم شه بيرون و ديگه هيچوقت پاشو تو مسجد نذاره !!! شايد از هر كس انتظار همچين حرفي رو داشتم به جز كسي كه خير سرش كلّي آدم پشت سرش نماز مي خونن! من نمي دونم اينا از طرف كي انتخاب ميشن!؟ شايد من چيزي از دين حاليم نشه ولي حدِاقل اينو ميدونم كه مسجد مال همه اس نه مال اصولگرا ، نه مال اعتماد ملّي و نه مال هيچ حزب ديگه ي سياسي! و در ضمن اين رو هم ميدونم كه نه فقط اسلام بلكه هيچ دين ديگه اي خواهان اختلاف طبقاتي بين مردم نبوده و نيست و اين مسخره است كه تو كشور ما هركي به قدرت ميرسه خيال ميكنه صاحبِ فكر و عقيده ي مردمه و هر كس هم يه جوري اين رو نشون ميده: يكي با كشف حجاب زنا،اون يكي با كتك زدن دختر ها، يكي ديگه با اخراج بعضي از مجري هاي تلويزيوني (كه خودتون خوب ميشناسيدش) و بالاخره هر كي با روش خودش! ولي خوب بذارين من تو اين موضوع قضاوت نكنم، و خودتون تو در اين مورد انديشــه كنيد ولي خوب جاي تاسّف داره كه بعضي اوقات آخوندا هم بلــه!!! پيروز باشيد، خدانگهدار.
درباره وبلاگ

بنام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
این وبلاگ رو ساختم تا یکی از کوچک کسانی باشم
که در زندگی پاسدار ایران زمین است پس بر من است
تا با روشن ساختن حقایق گامی استوار و در عین حال
کوچک در راه آزادی ایران بردارم
با اميد سر افرازي ايران زمين

mc_farvahar@yahoo.com
آخرين مطالب
آرشيو
موضوعات
پيوند ها
Blog Skin