تبليغاتX
!بنام خداوندی که هر چه داریم از اوست
!بنام خداوندی که هر چه داریم از اوست


ای خدا یه کاری کن اینا همش تو خواب باشه!!!

بنام خداوندی که بر همه چیز آگاه است

باز آمدم. با اندوه، دلهره و نگرانی از آینده ی سرزمینی که می خواست جانی تازه بگیرد. البته شاید هم باید شرمنده باشم، از اینکه بتان وعده ی سر خرمن دادم. شاید بیش از اندازه امیدوار بودم، شاید پیش بینی چنین دیکتاتوری آشکاری را نکرده بودم. کشوری که سرانش ادعای دموکراسی و مردم سالاری می کردند امروز شاهد کشته شدن سدها نفر از اعضای خانواده اش است. مردمی که به امید سرفرازی ایران مردی نیرومند و البته با حکومتی دیکتاتوری(البته نه به این اندازه) را از تخت به زیر کشیدند؛ امروز در خیابان ها وانت وانت کشته می دهند و سپس به نام اغتشاش گر در رسانه ی کشور خودشان محکوم می شوند. رسانه ها تصاویری پخش می کنند از وسایلی که به ظاهر مردم به آتش کشیده اند که البته مردم به خوبی می دانند که این اقدام دیکتاتورهایی همچون (م.ا) و هم دستانش است که قصد بد نام کردن مردم و مخالفانشان را دارند.البته جای شگفتی ندارد، کسانی که رسانه و گروه های نظامی و همه چیز را در اختیار دارند چرا نتوانند خود را به مردم تحمیل کنند و همیشه ادعای دموکراسی کنند در حالی که مردم به خوبی از سرشت آن ها آگاهند. این ها همان هایی هستند که مردم را به سختی در راهپیمایی پارک ملت سرکوب کردند، همان هایی که تانک جلوی آموزگار های معترض گذاشتند، همان هایی که در حرم ورجاوند امام رضا(ع) به شدت مردمی را که فقط تحصن کرده بودند را سرکوب و صد ها نفر را بازداشت کردند که هنوز سرانجام آنان روشن نیست، آن ها همان هایی هستند که امروز به بچه ی دو ساله هم رحم نکردند و البته همان هایی که همه ی عالم و آدم را محکوم به دیکتاتوری می کنند اما خود از آن ها پلید ترند.

امروز مردم ایران بار دیگر و پس از گذشت 30 سال دوباره خودنمایی می کنند و پرچم را از بد کنشان و اهریمن سرشتان پس می گیرند.

به امید آزادی ایران زمین



+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط زاگرس  | 



بی راهه

بنام خدا

درود

باز هم برويم سر وقت انتخابات. اگر يادتان باشد درباره ي راي دادن يا ندادن با هم گفتگو كرديم و گمان كنم به اندازه ي كافي قانعتان كرده باشم! ولي يك چيز عجيب و ناشايست ديگه كه باعث شد باز در اين باره بنويسم صحبت هاي تازه ي يك آقايي بود كه به ظاهر حرف مردم را مي زد ولي در درون داراي سرشتي ناپاك و پليد بود. آقايي كه نه به پير و نه به ناموس ديگران ارج مي نهد. آقايي كه با آماري كم و بيش شده مي كوشد گناهان خويش را پشت گناهان كوچكتر ديگران بپوشاند، آقايي كه براي عوام فريبي دست به دامان هر ارزشي مي شود، چه ايران و چه اسلام، كسي كه مدرك تقلبي خود و همراهانش(آ.ك) را با اتهام به مدارك راستين ديگران كه البته شخصيتي بس بزرگتر از ايشان دارند(ز.ر و...) پنهان مي كند.(بگذريم از داستان مدرك دار شدن خود ايشان)، و همراهانشان، كساني كه پرچمي ارجمند و با پيشينه ي چندين هزار ساله ي ايران را نماد گروه كوچك و حقير خويش ساخته اند تا ارج و قداست پرچم سه رنگ ايران را به بازي بگيرند. من از كسي پشتيباني نمي كنم ولي اميدوارم مردم فريب چنين بد سگالاني را كه هدفي جز رسيدن به قدرت ندارند را نخورند.‌ (كه البته اقدام ايشان براي سركوب مخالفين(از جمله چهار طرف دار آقاي فلاني و تظاهرات پارك ملت و... و...و...) روشنگر اين موضوع است.)

هوشيار باش و سرفراز ،ايراني!



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط زاگرس  | 



امید

                                                       بنام برترين از نام و نشان و گمان

امروز مي خواستم درباره ي نمايشگاه كتاب بنويسم ولي گفتم چي از انتخابات مهم تر؟

بيست و دوم خرداد 1388 روزي است كه سرنوشت ايران تا چهار سال آينده در همين روز روشن مي شود. گر چند بسياري اين روز و رخدادهاي اون رو خيلي باور ندارند و به گمان بسياري تحريم آن مي تواند آينده ساز باشد ولي به اين بيانديشيد كه اگر يك درسد هم گمان اين كه اين انتخابات ساختگي نيست درست باشد آيا اين كار روگرداني از ايران و سرنوشت آن نخواهد بود؟ آيا چنين كاري باعث روي كار آمدن كساني فرومايه و بد سگال يا حتي دشمنان ايران و فرهنگ ديرين آن نمي شود؟ آيا نبايد از ميان بد و بدتر بد را برگزيد! يا اينكه بايد به اهرمن سرشتان چراغ سبز نشان داد تا هر چه بخواهند بر سر ايرانيان بياورند!؟  يا بگزاريد يك گام جلوتر برويم اگر كسي سَر راي دادن داشت آيا بايد الكي الكي و ده بيست سي چهل راي داد؟ چند روز پيش يكي از آشنايان داشت در باره ي انتخابات پيشين سخن مي گفت كه با گذر از همه ي گفته هاش يه جمله اش خيلي برايم شگفت آور بود. مي گفت در بخش دوم انتخابات ما نيمي از راي ها رو به آقاي فلان داديم و نيمي ديگر رو به آقاي بهمان. داشتم شاخ درمي آوردم! يعني اون هنگام چه چيزي پيش خودشون فكر مي كردند؟ كه اين راي ها بي اثر است؟اگر اين جوري است پس چرا خودشان را خسته كرده اند و اين همه تا اونجا رفته اند؟ من كاري به كي به ز كي ندارم ولي آيا اگر درست ميانديشيدند دست آورد بهتري دريافت نمي شد؟ اگر تا به كنون نوشته هاي من را خوانده باشيد بي گمان در مي يابيد كه من خيلي دوستدار اين حكومت نيستم اما مي پندارم اگر بتوان ريزروزنه اي هر چند هم كوچك در اتاقي بزرگ و تاريك جست باز مي توان در آن آسماني پر ستاره ديد. بياييد يك بار ديگر براي بهروزي ايران بكوشيم چرا كه اگر هم بي سود باشد رواني آسوده داريم كه كوچك تلاشي كرده ايم و دست روي دست نگذاشته ايم.

                  پس از كردگار جهان آفرين                    به تو دارد امّيد ايران زمين

                                                                                                      (فردوسي بزرگ)

سرفراز باش ايران و اميدوار باش ايراني



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط زاگرس  | 



پوزش

درود.باز هم پوزش از اینکه به دلایل بسیار از نوشتن خودداری کردم. شاید حوصلتان از این همه پوزش خواستن ها سر رفته باشد، به خدا من هم دوست ندارم که همیشه بخاطر غیبت های پپاپی ام پوزش بخوام ولی خوب گهگاهی پیش می آد دیگه!

راستش این چند وقت اینقدر سرم شلوغ بود که نتونستم این ور و آن ور را نگاه کنم و ببینم چه خبر است ولی اگر شد بر آنم تا در آینده خیلی کوتاه رخداد های این چند روز را نگارش کنم، البته یادم هم باشد که هیچ گرفتاری باعث رو گرداندن از ایران و حال و روز آن نمی شود!

به هر حال با شرمندگی بدرود!



+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط زاگرس  | 



درباره وبلاگ

بنام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
این وبلاگ رو ساختم تا یکی از کوچک کسانی باشم
که در زندگی پاسدار ایران زمین است پس بر من است
تا با روشن ساختن حقایق گامی استوار و در عین حال
کوچک در راه آزادی ایران بردارم
با اميد سر افرازي ايران زمين


منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
آماده سازی قالب
طراح قالب


بايگاني
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387


آرشیو موضوعی
سیاست


پیوندها
آموزش ترفند شیر مرغ جون ادمی زاد
سرزمین کوروش
راه راستی
روز هفتم من
وب نویس
.:: قالب ساز ::.
طراح قالب


آخرین نوشته ها
ای خدا یه کاری کن اینا همش تو خواب باشه!!!
بی راهه
امید
پوزش
ساقیا آمدن عید مبارک بادت آن مواعید که دادی نرود از یاد
آتش است این بانگ نای و نیست باد هرکه این آتش ندارد نیست باد
اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاریک بودی جاودانه
تولد باز پسین پیامبر گرامی باد
یزد
حقوق بشر